این آدمیان !
در بی نهایت خاموشی دل ، اسیر روزگار بد اندیشند ...مسخ شده ی تاریخی که آبستن قصه های کودکانه ای بیش نیست .
قصه ی دل بستن سلاخی که زمین را به زمان وعده ی شوم می دهد ، تا هنگامه ای از ...
این همان قصه ای است که غصه ها را پس و پیش می شمارد ، شاید این بار شهر زادی نباشد تا غصه های گره خورده را بجای قصه ای بگشاید.
ترجمان کدام حرف پاسخی است به دلتنگی های روزگار !
این آدمیان !
!
سکوت هم رنگ می بازد از این فریادهای بی ثمر ،
در این باران هجمه های بی اثر !