می شکنی،
می شکنی !
تا که فریاد شوی ، که شکستم شیشه ی احساس را !
گاهی وقتها بی صدا می شکنی ،
می شکنی،
می شکنی !
تا که آوازه ی بیگانه شوی ، که شکست حرمت ،این همه شیشه شکنی !
گاهی وقتها بی صدا می شکنی ،
می شکنی،
می شکنی !
تا که من ناله کنم ، آخر ای دل ، تو چقدر می شکنی ؟!