یادمـان رفـت کـه عـاشق بـودیم
عشق را در ته این کوچه ی تنگ
هر نگاه ، یک بوسه !
یادمان نیست که تنها من و تو، یک مائیم .
یادمان باشد که آرامش ما ...
رمــز، تنهایی نیست
یادمان رفت که در یاد دل هم باشیم .
سرزمین من و تو ،
روی دریای جنون موج به موج می لرزد .
یادمان نیست که باید !
یادمان باشد ، اینجا در همین نزدیکی
پشت دندانها ماری است ،
خوش خط و خال
نیش بی درمانش
آ...ی می سوزاند !
آ...ی می خشکناد!
آ...ی می لرزاند ،
در تبی آتشـزا
آی میمیراند !
یـادمان نیست ، کـه سـرما بـاشیم
یادمان رفت که گرمای تن هم باشیم .
یادمان نیست ...
یـادمان رفـت که عـاشق بـودیم !