تبليغاتX
دنيای خط خطی - ماهی کوچولوی قرمز
 

بعضی وقتها تو سرازیری مثل یه توپ سر میخوری میری ، میری ،  میری

پائین

پائین

پائین و

 پائینتر ...

آخر این سراشیبی تاریک به کجا ختم میشه ؟

شاید افتادی تو یه تنگ پر آب بی ماهی و شدی یه ماهی کوچولوی قرمز !

دلم به حال ماهی کوچولوی قرمز ـ  این تنگ زشت و بد ترکیب میسوزه .

چرا دور خودش میچرخه ومیچرخه تا سر گیجه بگیره ؟

یا  خودشو به دیوار ـ خونه ی کوچیکش انقدر میکوبه...

تا حالا هیچ کی پای درد دل ـ این ماهی کوچولو نشسته ، 

بیچاره ماهی قرمز کوچولو !

صدای تند ـ  تاپ تاپ ـ  قلب کوچیکشو دارم میشنوم  ؟

تند تند نیست ، تند ـ آروم ـ آروم ـ

 هیس !

ماهی کوچولوی قرمز خوابیده یه خواب شیرین ـ شیرین ـ شیرین .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 20:8  توسط عسل   |